ابراهيم عاملي ( موثق )

366

تفسير عاملي ( فارسي )

دخول كردى با او به مهر اول و خواستى عضل كردى او را يعنى منع كردى او را از نكاح و دخول نكردى با او و او را اضرار كردى تا او فديه كردى از مال خود و خود را باز خريدى و يا وفات آمدى او را ميراثش بردى و اگر زن برفتى پيش از آنكه اين مرد جامه بر او افكندى مالك نفس خود شدى . « كرها » 19 حمزه و كسائى با ضم و صداى جلو كاف قرائت كرده‌اند و باقى با فتح و صداى بالا . فخر : از كسائى نقل است فتح و كسر هر دو لغت عرب است و از فراء روايت است كه با فتح بمعنى اكراه و اجبار است و با ضم مشقّت و سختى است ، پس آنچه از جانب ديگرى است با فتح و آنچه خود به آن اقدام مىكند با ضمّ است . « وَلا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ » 19 طبرى : ابن عبّاس و حسن بصرى و عكرمه گفته‌اند : يعنى : اى وارثان همسرهاى مورّثين خود را از ازدواج ممانعت نكنيد به منظور گرفتن اموال و مهريه و ميراثشان ، سدّى و ضحّاك گفته‌اند : يعنى زنها را آزار نكنيد كه بشما فديه و مال بدهند براى خريدن آسايش خود ، ابن زيد گفته است : عضل در مكّه ميان قريش مرسوم بود به اين كه اگر زن موافق با مرد نمىشد و مى - خواست از او جدا شود مرد موافقت مىكرد به شرط اينكه حقّ ازدواج با ديگرى نداشته باشد مگر با اجازه ى او ، و عدّه اى شاهد براى اين قرار داد مىگرفتند و آن را مينوشتند و بمرد مىسپردند ، هرگاه براى زن همسر پيدا مىشد اگر به آن مرد چيزى مىداد و او را راضى مىكرد اجازه ى ازدواج مىداد و گر نه مانع مىشد . اين است معنى عضل در جاهليت كه قرآن از آن جلوگيرى كرد . ابو الفتوح نوشته است : جويبر گفت آيه در حق كسانى آمد كه در حجر ايشان دختران يتيم بودند ايشان را به شوهر نداندى و عضل كردندى طمع در مال ايشان « إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفاحِشَةٍ » 19 طبرى : چون در جمله ى جلو نهى شده است از آزار زنها به منظور استفاده از اموال آنها در اين جمله اين عمل مجاز شده است در صورتى كه دست به كار زشت بزنند ، و در معنى كلمه ى فاحشه اهل تأويل اختلاف